السيد الطباطبائي

35

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )

حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام ذكر كرده‌اند . حقير از حضرت استاد گرامى علّامهء طباطبائى راجع بتصحيح « إرشاد » مفيد بقلم مرحوم قاضى و طبع مصحَّحهء ايشان و سلسلهء نسب آن مرحوم سؤال كردم ؛ همه را تصديق كردند ، و اضافه كردند كه : مرحوم ميرزا سيّد تقىّ طباطبائى قاضى ، جدّ سوّم ما و ايشان بوده و از اينجا ببعد ما اشتراك در نسب داريم . آباء و اجداد علّامه همگى تا چهارده پشت از علماء اعلام بوده‌اند . و نسب ششم ايشان كه آقا ميرزا محمّد علىّ قاضى است ، قاضى القضاة خِطّهء آذربايجان بوده ، و تمام آن ناحيه در تحت نفوذ علمى و فقهى و قضائى ايشان بوده است ؛ و روى همين جهت به قاضى ملقّب ، و اين لقب از آن زمان در اولاد و احفاد ايشان مانده است . دوران طفوليت علامه طباطبايى علّامهء طباطبائى در سنّ پنج سالگى مادرشان ، و در سنّ نُه سالگى پدرشان بدرود حيات مىگويند ؛ و از آنها اولادى جز ايشان و برادر كوچكتر از ايشان بنام سيّد محمّد حسن كسى ديگر باقى نمىماند . وصىّ مرحوم پدر براى آنكه زندگى ايشان متلاشى نگردد ، وضع آنها را به همان نحوهء سابق سامان مىدهد ؛ و براى آنها يك خادم و يك خادمه معيّن ، « 1 » و پيوسته در امر ايشان مراقبت و نظارت مىنمايد ، تا اين دو كودك كم كم رشد ، و

--> ( 1 ) نام آن خادم ، كربلائى قلى و نام آن خادمه ، سلطنت خانم بوده است . حضرت استاد مىفرمودند : ما با معيّت اخوى و عائله كه براى تحصيل به نجف اشرف مشرّف شديم ، اين خادم و خادمه را هم با خود برديم . پس از چند روز كه كربلائى قلى براى خريدن بعضى از ضروريّات مثل نان و سبزى و گوشت به بازار رفته بود ، در وقت مراجعت حيرت زده و بهت انگيز مىگفت : آقا ، آقا ، بيا ببين ، تماشا كن ! اين بچّه‌هاى سه ساله چهار ساله هم در كوچه با هم به زبان عربى صحبت مىكنند !